تبليغاتX
۝ فێر بوونی زوانی کوردی ۝
۝ فێر بوونی زوانی کوردی ۝
فێر بوونی زمانی کوردی ( یاد گرفتن زبان کردی ) 
قالب وبلاگ

به نام حق به نام آنكه دوستي را آفريد، عشق را ، رنگ را ...به نام آنکه کلمه را آفرید و كلمه چه بزرگ بود در كلام او و چه كوچك شد آن زمان كه ميخواستم از او بگويم همانگونه که خود میگوید: اگر دریاها برای نوشتن کلماتم مرکب شوند دریاها پایان میگیرد پیش از آنکه کلماتم پایان یابد هر چند همانند آن دریاها را کمک آن قرار دهید! ( کهف آیه ۱۰۹ تا ۱۱۰)

و درود و سلام بر  منجی عالم بشریت حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی(ص) و یاران و پیروان آن حضرت

آیاتی زیبا را باهم بخوانیم چراکه قرآن این کتاب عظیم برای خواندن و سپس عمل کردن است:

فَإِذَا مَسَّ الْإِنسَانَ ضُرٌّ دَعَانَا ثُمَّ إِذَا خَوَّلْنَاهُ نِعْمَةً مِّنَّا قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ بَلْ هِيَ فِتْنَةٌ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ:
و چون انسان را آسيبى رسد ما را فرا مى‏خواند سپس چون نعمتى از جانب خود به او عطا كنيم مى‏گويد تنها آن را به دانش خود يافته‏ام نه چنان است‏بلكه آن آزمايشى است ولى بيشترشان نمى‏دانند! آیه 49 سوره الزمر

ّهرکس به طاغوت اعتقاد ندارد و به الله معتقد است پس آنها به قابل اعتمادترین دستاویز چنگ زده اند، آن هیچوقت گسسته نخواهد شد و الله بسیار شنونده آگاه است! ( الله-سوره بقره-آیه ۲۵۶ )

كساني كه سخن را مي‌شنوند و از بهترين آن پيروي مي‌كنند، كساني هستند كه خدا هدايتشان كرده و آنها خردمندانند! آيه 18سوره‌ زمر

اما در نهایت:  خداوند میفرماید: اي مردم ما شما را از يك زن و مرد آفريديم و شما را تيره تيره و قبيله قبيله قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد همانا " گرامي ترين شما نزد الله با تقواترين شماست" !!

[ یکشنبه ششم فروردین 1391 ] [ 0:36 ] [ ۝ کامرانی ۝ ]
0دوباره سلام و درود بر همه

دوستان گرامی امروز در رابطه با کسی مینویسم که تک تک شما عزیزان یه وظایفی رو در قبال اون کستون دارین: اما چه وظایفی؟! جای بحثه. یکی با احترام گذاشتن یکی با یاری یکی حداقل یا یه لبخند اکرامشو نشون بده! من ترجیح دادم وظیمو با نوشتن یکی سری کلمات آهنگین یا در کل یه انشای کودکانه انجام بدم!! بنده نظراتمو امروز در رابطه با پدر بزرگوارم که بهترین کسم بعد از خدا و یکی از بهترین الگوها تو زندگیمه مینویسم. بقیش تو ادامه مطلبه لطف کنین حتما بقیشم بخونین !!


ادامه مطلب
[ شنبه یازدهم آبان 1387 ] [ 11:26 ] [ ۝ کامرانی ۝ ]

در مورد خودم بگم!

با سلام و عرض ادب و احترام حضور تک تک دوستان و عزیزانی که زحمت کشیدن و یه ذره از وقت گرانبهاشونو در اختیار دوست کوچکشون که من باشم قرار دادن. بنده کامرانی  جوانی  متولد ۶۶ و اندی ساله - ساکن شهرستان جوانرود و دانشجوی رشته حسابداری کرمانشاه هستم . یک و ۷۶ سانتی متر قدمه. تا حد زیادی می خندم اما در کل غم و غصه هام فراوونه. آدم ادبی هستم و یه ذره هم احساساتی. خواهش میکنم ادامه مطلبو بخون!!!


ادامه مطلب
[ شنبه یازدهم آبان 1387 ] [ 11:25 ] [ ۝ کامرانی ۝ ]

قبل از شروع توضیحاتی درباره این بزرگوار اینو عرض کنم خدمت دوستان: ( به قول عبدالله پشیو بژینمه وه  سه د  صلاح الدین ایوبی! و من میگم ای کاش صلاح الدین این روزها را میدید!! )

صلاح الدین در تكریت به دنیا آمد، جایی كه حالا مركز استان صلاح الدین استصلاح الدین ایوبی نه مر و گاهی هم برای ما یادآور دیگر متولد این شهر، صدام. سال تولدش 1137 بود و اسمش یوسف. اسم پدرش ایوب بود كه بعدها شهرت او و خاندانش شد. اصالتش از آذربایجان ایران و كرد بود. عمویش شیركوه، از سرداران معروف عباسی است.

• در زبان های اروپایی، اسم او را به صورت SALADIN می نویسند.

• صلاح الدین ابتدا در سپاه نورالدین زنگی سربازی ساده بود، ولی شجاعت او در جنگ صلیبی دوم، او را به مقام سرداری رساند. نورالدین به او حكومت مصر را داد. بعد از درگذشت نورالدین در 1174 صلاح الدین به دمشق، مركز حكومت او آمد و با كنار زدن رقبا، حكومت خودش را تشكیل داد. پادشاهی ایوبیان، مصر و سوریه و فلسطین و تمام شاخ آفریقا را شامل می شد.

• در نبرد حِطین كه در نزدیكی طرابلس امروزی واقع شد، صلاح الدین با صف آرایی مناسبش تمام چاه های آب منطقه را از صلیبی ها گرفت و با چند ترفند سادة دیگر، در یك روز شش هزار شوالیه را كشت و والی اورشلیم را به اسارت گرفت. می گویند پاپ اوربن سوم از شنیدن خبر این جنگ سكته كرد و مرد.

• شیخ اشراق، شهاب الدین سهروردی، به دستور صلاح الدین كشته شد. او از حرف های سهروردی چندان چیزی نمی فهمید و نمی خواست او را بكشد، اما علمای دربارش بر این كار اصرار داشتند.

• سپاهیان صلاح الدین و ریچارد شیردل، شاه انگلستان، هر كدام یك بار، دیگری را به سختی شكست دادند و چندبار هم بدون نتیجة مشخصی با هم درگیر شدند. این دو هر بار پس از نبرد، به تمجیدهای اغراق آمیز از یكدیگر می پرداختند. لقب شیردل را صلاح الدین به ریچارد داد.

• در نوامبر 1192، صلاح الدین، یافا را به یك حمله و آن طور كه مورخان نوشته اند پیش از آن كه راهبان فرصت كنند دعای صبحشان را بخوانند تصرف كرد.

• صلاح الدین، نمونه ای كامل از یك پهلوان شرقی بود. در هنگام جنگ، هیچ ترحمی نداشت و بعد از جنگ، آن قدر انصاف و شكیبایی می كرد كه دشمنانش را هم به تحسین وامی داشتقلعه. در فتح بیت المقدس، با حاكم مسیحی آن جا قرار گذاشت كه با لشگریانش 50 روز پشت دروازه های شهر بمانند و صبر كنند تا مسیحیان به تجهیز قوا و تعمیر استحكامات بپردازند. پس از فتح بیت المقدس، خودش فدیة تعداد زیادی از اسرا را داد و آن ها را آزاد كرد. یك بار ریچارد را در میدان جنگ پیاده دید، اسب تیزرویی برای حریفش فرستاد همراه با پیغامی كه حیف است جنگاوری چنین دلیر، پیاده به جنگ برود.

• ریچارد پیشنهاد داده بود شاهزاده جوانا، خواهرش، با عادل برادر صلاح الدین ازدواج كنند و اورشلیم به عنوان جهاز این وصلت به هر دو گروه مسلمان و مسیحی متعلق باشد. صلاح الدین هم موافق بود. اما كلیسای كاتولیك اجازة این كار را نداد و جنگ ادامه یافت.

• نوشته اند كه پول در نظر وی همان اندازه ارزش داشت كه خاك. و وقتی مرد، در خزانة شخصی او فقط یك دینار به جا مانده بود.

• قبر صلاح الدین، در دمشق در مسجد اموی است. معروف است كه ناپلئون وقتی در 1799سوریه را تصرف كرد، بر سر قبر او رفت و خطاب به اسطورة مسلمان ها گفت: صلاح الدین! ما بالاخره پیروز شدیم.

• صلاح الدین در ذهن اروپایی ها یك شوالیة پهلوان است. او تنها شخصیت شرقی است كه در كمدی الهی دانته حضور دارد. در مجموعه افسانه های دكامرون هم صلاح الدین حضور دارد و سر والتر اسكات، رمان نویس انگلیسی، تالیسمان را دربارة او نوشته است.

• تاكنون در 19 فیلم و سریال، شخصیت صلاح الدین بازسازی شده . آخرین فیلمی كه صلاح الدین در آن ظاهر شده را ریدلی اسكات (كارگردان گلادیاتور ) در 2005 ساخته با عنوان پادشاهی بهشت ؛كارگردان در این اثر، احترام فراوانی برای صلاح الدین قائل است.

[ سه شنبه شانزدهم مهر 1387 ] [ 20:40 ] [ ۝ کامرانی ۝ ]
 

در مورد شاعر بزرگ و طنزپرداز و خوش ذوق کردستان مامۆستا قانعی نه‌مر

مامۆستا قانع يكي از شاعران بزرگ قرن بيستم است كه مسائل اجتماعي عصر خويش را در اشعارش انعكاس داده است. با بررسي و شناخت اين مسائل كه بسياري از مشكلات اجتماعي جامعه امروز نيز ريشه در آنها دارد مي توان به راهكارهاي حل اين مسائل دست يافت.

مسائلي همچون دغلبازي رهبران مذهبي و زاهدان خام انديش ، خيانت هاي حاكمان  وقت ، بيسوادي ، رواج انديشه هاي مختلف و غيره از مشكلاتي است كه قانع به واكنش در برابر آنها پرداخته و امروزه نيز در جامعه كردستان وجود دارند .

متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید

 

ادامه مطلب

[ سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 ] [ 10:48 ] [ ۝ کامرانی ۝ ]

استاد محمد ربيعي فرزند مرحوم ملا عبدالحكيم در سال 1311 شمسي در روستاي دره‌اسب Mamosta Gyaanاز توابع منطقه ديواندره ديده به جهان گشود و در سن 5 سالگي قرآن را نزد مادرش به اتمام رساند . مقدمات صرف و نحو را نزد پدر و عموي گراميشان ملا محمود ربيعي (رح) فرا گرفت و بعد از وفات ايشان نزد استاداني ديگر از ايران و عراق علوم ديني را دنبال كرد .


ادامه مطلب
[ سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 ] [ 10:17 ] [ ۝ کامرانی ۝ ]

پێشینه‌ ده‌ڵێن: ئه‌ته‌وێ که‌سێ بناسی هاوماڵی بکه‌! ...

من هاوماڵی هه‌موویانم کردوه ( زۆر باشن )

dostan

 کابراییک وتی به من: کورد سه‌ر فتره‌ی ناکه‌وێ! وتم چۆن کاکه‌؟!

-وتی بۆیه‌ که‌سێ ئه‌سیر و زیندانی و بێ ماڵ و بێ حوکوومه‌ت ‌بێ سه‌ر فتره‌ی ناکه‌وێ و کوردی خۆمانیش هه‌ر هه‌موویانه!!!!

[ چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 ] [ 14:35 ] [ ۝ کامرانی ۝ ]

کوردستان (بە واتای وڵاتی کوردان) ناوچەیەکە لە رۆژھەڵاتی ناوەڕاست کە زۆربەی دانیشتوانی کوردن. کوردستان دەکەوێتە خۆرھەڵاتی تورکیا (باکووری کوردستان)، باکووری عێراق (باشووری کوردستان باکووری خۆرئاوای ئێران (ڕۆژھەڵاتی کوردستان) و چەند پارچەیەک لە سوریا (ڕۆژئاوای کوردستان) و ئازەربایجان و ئەرمینیا. دیاریکردنی‌ سنووری‌ کوردستان یه‌کێکه‌ له‌ دۆزه‌ پڕ ته‌نگ‌ و چه‌ڵه‌مه‌کان، چونکه‌ ئەو وڵاتانەی‌ جڵه‌وی‌ ده‌سته‌ڵاتی‌ کوردستانانیان‌ به‌ ده‌سته‌وه‌ وەک یەکەیەکی جوگرافی یان نەتەوەیی چاوی لێناکەن، بەڵکو پتر بە ناوچە کوردنشینەکان ناوی ده‌به‌ن.

لە ڕوانگەی ڕامیاریه‌وه‌، باشووری کوردستان تەنھا بەشی کوردستانە کە بە شێوەی نێونەتەوەیی وەک پێکھاتەیەکی فیدراڵی سەربەخۆ ناسراوە. کورد لە ئێراندا بە فەرمی وەک کەمایەتی ناسراون، بەڵام لە ڕووی خوێندن بە زمانی کوردی و مافه‌کانی‌ دیکەی نەتەوایەتیه‌وه‌ بێ بەشن.

به ادامه مطلب بروید...


ادامه مطلب
[ شنبه بیست و سوم دی 1385 ] [ 17:27 ] [ ۝ کامرانی ۝ ]

سڵاو هه‌ژار

 ‌وبه‌ ده‌ربه‌ده‌ری یان له‌ ماڵی خۆم               له‌ خاکی عه‌ره‌ب، له‌ ئێران و رۆم

کۆک و پۆشته‌ بم، رووت و ره‌جاڵ بم          کۆشکم ده‌قات بێ، وێرانه‌ ماڵ بم

ئازا و رزگار بم، شادان و خه‌ندان           یان زنجیر له‌ مل له‌ سووچی زیندان

ساغ بم، جحێڵ بم، بگرم گوێ سوانان            یان زار و نزار له‌ نه‌خۆشخانان

دانیشم له‌سه‌ر ته‌ختی خونکاوی                     یان له‌ کۆڵانان بکه‌م هه‌ژاری

کوردم و له‌ رێی کورد و کوردستان      سه‌ر له‌پێ ناوم، گیان له‌سه‌ر ده‌ستان

به‌ کوردی ده‌ژیم به‌ کوردی ده‌مرم                به‌ کوردی ده‌یده‌م وه‌ڵامی قه‌برم

به‌ کوردی دیسان زیندوو ده‌بمه‌وه‌          له‌و دنیاش بۆ کورد تێ هه‌ڵده‌چمه وه‌

مامۆستا هه‌ژار یه‌کێک له‌ گه‌وره‌ شاعرانی کورد

به‌ هۆی ئه‌وه‌ی که‌  مامۆستا هه‌ژار له‌ لای گه‌لی کورد و به‌ تایبه‌ت خۆم زۆر خۆشه‌ویسته‌ ئه‌م پۆسته‌ به‌ شانازیه‌وه‌ دا ئه‌نێم بۆی و له‌ خوای گه‌وره‌ و مه‌زن داواکارم جێگه‌که‌ی له‌و جیهانه‌دا له‌ لای خاسکرده‌کانی دابنێ، ئامین

به خاطر اینکه ماموستا هژار در میان ملت کرد و مخصوصا خود بنده بسیار دوست داشتنیه این پست رو به افتخارش میذارم و از خدای بزرگ و مهربان خواهانم که جایش را در میان خوبانش در آن جهان بذاره آمین

عبدالرحمن شرفکندی (۱۹۲۰-۱۹۹۰), ملقب به هَژار (به کردی: هه‌ژار Hejar، به معنی مسکین و تهیدست) از نویسندگان، مترجمان و شاعران کرد ایران بود. وی فرزند حاجی ملا محمد بود و در سال ۱۳۰۰ هجری خورشیدی در شهر مهاباد در شمال غرب ایران زاده شد. هنگامی که‌ ۱۷ سال سن داشت پدرش درگذشت. وی در حدود سال ۱۹۴۰ آغاز به‌ سرودن شعر نمود و تحت تأثیر شاعران برجسته‌ کرد مانند احمد خانی، وفایی، ملای جزیری و قادر کویی بود. هه‌ژار در جنبش کردی تأسیس جمهوری مهاباد به‌ رهبری قاضی محمد نقش داشت. پس از سقوط جمهوری مجبور به‌ تبعید شد. حدود سی سال در کشورهای عراق، سوریه، لبنان و مصر زیست. وی در جنبش‌ کردی به‌ رهبری مصطفی بارزانی نیز مشارکت داشت. در سال ۱۹۷۵ به‌ شهر کرج ایران آمد و تا پایان زندگی خود در ۲۲ فوریه ۱۹۹۰ در آنجا اقامت گزید.

هه‌ژار در زادگاهش مهاباد به‌ خاک سپرده‌شد.

از کارهای برجسته او ترجمه کتاب قانون در طب بوعلی سینا از عربی به فارسی و ترجمه رباعیات خیام از فارسی به کردی بود. 

 آثار فارسی او:

 آثار کُردی او:

  • چێشتی مجیور (شلم شوربا)
  • ئاڵه کۆک (برگ سبز)
  • به‌یتی سه‌ره‌مه‌ر
  • مه‌م و زین (ترجمه مم و زین از کرمانجی به سورانی)
  • بۆ کوردستان
  • شه‌ره‌فنامه (ترجمه شرفنامه بدلیسی از فارسی به کردی)
  • چارینه کانی خه‌یام (ترجمه رباعیات خیام به کردی سورانی)
  • هۆزی گاوان
  • مێژووی ئه‌رده‌ڵان (تاریخ خاندان اردلان)
  • یه‌ک له په‌نای خاڵ و سیفری بێ برانه‌وه‌
  • دایه،باوه،کێ خراوه؟
  • شه‌رحی دیوانی مه‌لای جزیری (شرح دیوان ملای جزیری)
  • قورئانی پیرۆزبه کوردی (ترجمه قرآن به کردی)
  • بیره‌وه‌ریه‌کانی ژیانی 
[ چهارشنبه بیستم دی 1385 ] [ 22:23 ] [ ۝ کامرانی ۝ ]

 

در اين قسمت مي خواهم لغات و در كل الف باي كُردي را به دوستاني كه در بخش نظرات خواسته بودن نشون بدم اميدوارم هيچ گونه مشكلي نداشته باشه:

 زبان کُردی  بر خلاف زبان عربي و فارسي كه هر كدام داراي سه حرف صدادار هستند ، داراي ششا حرف صدادار مي باشد

—َ—ِ—ُ— يعني ( ـه - ه به جاي فتحه —َ ) - ( ێ - ـێ به جاي كسره —ِ )و ( ۆ به جاي ضمه —ُ )   + ( و کوتاه  ( U ي كوتاه و نيم كسره يا  كسره كوتاه كه در لاتين كُردي بدين صورت (I-i) و در حروف تُركي (I-ı) نشان داده مي شود اما در حروف عربي آن فقط با چسباندن دو كلمه به هم نشان داده مي شود. در سطر پائين به توضيحات بيشتر مي پردازيم. " به ادامه مطلب بروید... "

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیستم دی 1385 ] [ 22:10 ] [ ۝ کامرانی ۝ ]

ئه‌مڕۆ ئه‌مه‌وێ وشه‌ی لاتینی کوردیتان پێ نیشان ده‌م هیوا دارم فێری بن.

امروز مي خوام  بهتون حروف لاتين کوردی رو آموزش بدم اميدوارم ياد بگيرين.

 

به ترتيب : Aa آ – Eeاَ  Êê ِ  ب Bb  -   اِ -  Cc ج – Çç چ – Dd  د -  Ff ف -  Gg گ –

Hh ه -  Ii اِ کوتاه -  Îîايي – Jj ژ -  Kk ك – Ll ل - LL-ll ڵ -   Mm م – Nn ن -

Ooۆ یا اُ Pp  پ – Qq ق -   Rr ر ، تکرار حرف ڕ ميشود -  Ss س - Şşش

Tt ت – Uu او کوتاه -   Ûû اوو - Vv ڤ یا واو فارسی -   Ww واو عربی - 

                                  Xx خ – Yy یی -   Zz ز

 و ئیستا هه‌ر ئه‌م وشانه‌ به‌ جۆری لاتینی بۆتان ده‌گه‌ڕێنینه‌وه‌: 

و حالا همين حروف را به صورت لاتين U.S  برايتان باز نويسي مي كنم :

AA – A – B – E – J – CH – D – F – G – H – I Be Sourate Besyar Koutah Be Tarafe Paeine Dahan  – I – ZH – K – L – LL – M – N – O – P – GH – R – S – SH – T – U – OU – V – W – KH – Y - Z

و اکنون چند مثال برای آسانتر شدن موضوع:

فارسي

كُـــردي

Englisi U.S

لاتين كُــردي

محمّد

موحه‌ممه‌د

Muhammad

Muhemmed

قانون

قانوون

Ghanoun

Qanûn

جلال

جه‌لال

Jalaal

Celal

هَژیر

هه‌ژیر

Hazhir

Hejîr

چنار

چنار

Chnaar

Çinar

شُكُلات

شۆکۆلات

Shokolat

Şokolat

در جدول قسمت پائين همون طوري كه مشخصه من جملات رو به چهارصورت براي شما عزيزان نوشتم يعني به صورت كُردي يعني همون جمله كُردي ، به صورت فارسي كه معني جمله كُردي ، به صورت انگليسي يو.اس كه همون حروف انگليسي ساده در زبان انگليسيه و در نهايت هم حروف لاتين كُرديه كه به اين طريق مشخص شده:

   كُـــــــــــــردي

معنی فارســـــی

Englisi U.S

 لاتين كُــــــــردي

ناوی تۆ چیه‌؟

اسم تو چيه؟

؟Naawi To Chiya

؟Nawî To Çiye

ئه‌توانم چه‌ن پرسیارتان لێ بکه‌م؟  

ميتونم چند سوال ازتون بكنم؟

Atwaanm Chan Prsyartan Le Bkam

؟Etwanim Çen Pirsyartan Lê Bikem

ئێوه‌ له‌ کام شاری کوردستان ئه‌ژین؟

شما در كدوم شهر كُردستان زندگي ميكنين؟

Ewa La Kaam Shari Kurdstan Azhin

Êwe Le Kam Şarî Kurdistan Ejîn

من له کوردستانی ‌ ئیرانم

من از كُردستان ايرانم

Mn La Kurdstani Iranm

Min Le Kurdistanî Îranim

له‌ ئاشناییتان فره‌ خۆشحاڵ بووم!

از آشناييتون خيلي خوشحال شدم!

La Aashnaiytan Fra Khoshhal Boum

Le Aşnaîytan Fire Xoşhall Bûm

        MIN BÊRIYA TE KIR 

 

EZ EVÎNDAR KIRIM HERDÛ ÇAVÊN TE     JI BÎR NAKIM WANDE DEŞTÛ ÇIYAY TE     GELEK  XWEŞE JIYAN LE SER SÎNGA TE    EZ TIRME BÛ JI TE EY WELATÊ MIN

GELEK XWEŞE JIYAN LE SER AXA TE       EZ TIRME BÛ JI TE SEBRA DILÊ MIN

[ چهارشنبه بیستم دی 1385 ] [ 22:1 ] [ ۝ کامرانی ۝ ]

من کوردێـکم…

 هه‌رچـه‌ند ‌ئه‌مــڕۆ ده‌نگ هه‌ڵــبڕم ده‌نـگم نیـیه ، pashew

‌من کوردێکم…

هـه‌رچـه‌ند ئه‌مـــڕؤ خۆم نیشان ده‌م ڕه‌نـگم نـییه !

 کوردستانی گه‌وره‌و مه‌زن

 وه‌ک خه‌رمانی جوتیاری کورد به‌ش کراوه‌ !

په‌یمان هه‌زار په‌یمان

که‌ رزگار بووم

       له‌و گه‌رده‌ لووله‌ی تێی که‌وتووم

                                                     ئه‌وسا بڕۆم

 تا له‌ خاکی فه‌له‌ستینی ئاسمان گه‌شا

 نه‌ک هه‌ر له‌وێ

له‌ جه‌نگه‌ڵه‌ چڕه‌کانی ناو ڤێتناما

له‌ ئه‌فریقای قوله‌ ڕه‌شا

له‌ ئێرتیریای بێ به‌هارا

       له‌ هه‌ر خاکێک دۆلار بژی

                       بژینمه‌وه‌ سه‌د گێڤارا (عـه‌بدو‌ڵـ‌ڵا پـه‌شێو )    

 

 


گه‌ر سێوێک بوو

            له‌تی ده‌که‌م

له‌تێک بۆ خۆم له‌تێک بۆ تۆ

بزه‌یێک بوو

له‌تی به‌که‌م

له‌تێک بۆ خۆم له‌تێک بۆ تۆ

خه‌فه‌تێک بوو

     به‌شت ناده‌م

هه‌ڵی ده‌گرم بۆ دوا په‌تۆ! ( عه‌بدوڵڵا  په‌شێو )

[ چهارشنبه بیستم دی 1385 ] [ 19:52 ] [ ۝ کامرانی ۝ ]

 شهرستان جوانرود به کُردی"  جوانـڕۆ ( Ciwanro -Juanro) " و به اسم فارسی جوانرود  و كلمه " قڵا (Qilla-Ghlla) " به معني قلعه در 80 كيلو متري غرب كرمانشاه در دامنه جنوبي كوه " شاهو به کُردی شاهـۆ (Şaho-Shaho ) " در دره اي سبز آرميده است . مردمان اين شهرستان از اولين اقوام كُرد منطقه مي باشندكه به زبان سوران به کُردی سۆران ( Soran ) از تیره جافی ( مخلوطي از زبان كورمانجي و سوراني )كه يكي از مهترين زبان هاي كردستان به شمار مي آيد تكلم مي كنند البته برخلاف لهجه سنندجی و بیشتر مشابه با لهجه سوران مهابادی و کردستان عراق می باشد . در كنار اين شهرستان منطقه "اورامانات" كه گفته مي شود گويش مردان و زنان اين ديار از اصيل ترين گويشهاي ايران باستان است قرار دارد ! اسم شهر جوانرود برگرفته از تيره  و فرقه خاصي نيست بلكه اسمي است كه در گذشته به علت داشتن شرايط مكاني و زيبايي كه خاص خود اين شهرستان بوده به آن نهاده شده است.

(تاريخچه جوانڕۆ به‌ اعتقاد :حمدالله مستوفي)

جوانرود همان محلي است كه حمدالله مستوفي در نزهه القلوب از آن به عنوان (دالاني)‌ نام برده است. مستوفي از الا ني يا جوانرود امروز به عنوان قصبه‌اي معتبر با هواي خوش، آبهاي روان، شكارگاه‌هاي خوب و ناحيه‌اي با محصولات غلات نام برده است. در دوره شاه طهماسب صفوي جوانرود بيش از صد قريه داشته است و در اطراف آن قله‌هايي وجود داشته است. اين شهر در دوره افشاريه و تا اواخر دوره زنديه مورد توجه خاص حكمرانان بوده است. حكومت جوانرود بعد از سال 1320 به يكي از بيك زادگان رستم بيك جاف واگذار شده بود. اين شهر در حال حاضر بسيار آباد و توسعه يافته است و طبيعت و فضايي زيبا دارد. 

 غار كاوات

اين غار از جمله غارهاي ديدني و معروف استان مي‌باشد كه در سلسله كوه‌هاي شاهو در شمال دره باصفاي قوري قلعه از توابع جوانرود واقع شده است. دهانه غار در ارتفاع 1660 متري از سطح دريا قرار دارد. در انتهاي اين محوطه بزرگ، شاخه اصلي غار، با دهانه كوچكتري شروع شده و از قسمت چپ شاخه اصلي، نهر كوچكي به اعماق سنگها فرو مي‌ريزد. پس از 40 متر پيشروي، بركه‌اي به طول 15 متر و عمق 70 سانتي‌متر وجود دارد كه در بعضي جاها، عمق آن به 5/1 مي‌رسد. در اين قسمت غار به دوشاخه تقسيم مي‌شود.

[ چهارشنبه بیستم دی 1385 ] [ 19:51 ] [ ۝ کامرانی ۝ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

له‌باره‌ی وبلاگ

سلام بر همه شــما عزیزان. در این وبلاگ قصد دارم زبان شیرین و بلیغ کُـــردی را به شما دوستان محترم نشان بدم. امیدوارم کمکی هرچند کم به شـــما علاقمندان فرهنگ و زبان کردی کرده باشم. موفق باشین.
مدیر وبلاگ: کامرانی